مفرده آمده‌، كه اولينش افسنطين است‌. به‌نظر مي‌رسد، كه اين كتاب حاوي موضوع‌ها و عقيده‌هاي مستقلي در زمينه‌ٴ گياه‌شناسي است‌؛ ولي از نظر طبي‌، ادريسي خود را به تبعيت از موٴلفاني كه نامشان را ذكر مي‌كند قانع ساخته است‌.1 بسياري از مترادف‌هاي نام‌هاي گياهاني كه‌ او مطابق معمول داده است در زبان يوناني جديد موجود است‌.

مازني‌

ابوعبداللّه (يا ابوحميد) محمد بن عبدالرحيم (يا عبدالرحمن‌) بن سليمان قيسي مازني اندلسي‌ غرناطي‌، در 1080 ـ 1081، در غرناطه زاده شد؛ در 1169 ـ 1170، در دمشق درگذشت‌. جغرافيدان مسلمان اسپانيايي‌.
در 1114 ـ 1115، او در مصر بود؛ ولي بايستي اندكي پس از آن به ميهنش بازگشته باشد؛ در 1117، اسپانيا را ترك گفت‌، و از راه ساردني و سيسيل به مصر آمد؛ در 1122 ـ 1126، در بغداد بود؛ در 1130، در ابهر، واقع در جبال‌؛ در 1131، در سَقْسين واقع در ولگاي عليا ــ كه سال‌هاي‌ زيادي را در آن‌جا گذراند؛ در 1135 ـ 1136، در بلغار (نزديك غازان‌، بر كرانه‌ٴ ولگا)؛ در 1150 ـ 1151، در باشگرد مجارستان بود؛ در 1160، در بغداد، پس از آن در نواحي مختلف خراسان و شام اقامت گزيد. از جمله در 1162، در موصل بود. در 1169 ـ 1170، در دمشق درگذشت‌.
او آثار جغرافيايي متعددي نوشت‌: 1) در 1160، المُغْرِب عن بعض عجائب‌المغرب‌؛ 2) در 1162 در موصل‌، تحفةالالباب و نخبة العجاب‌؛ 3) نخبةالادهان في عجائب البلدان‌؛ 4) عجائب‌ المخلوقات‌. ظاهراً رساله‌هاي سوم و چهارم بعضاً يا كلاً ممكن است با رساله‌هاي اول و دوم‌ يكي باشد.
گزارش او از كشورهاي بيگانه بيشتر جنبه‌ٴ حكايت دارد و پر از قصه‌هاي گوناگون است‌. تقسيمات تحفه به‌شرح زير است‌: 1) توصيف كلي جهان و ساكنان آن‌، از انس و جن‌؛ 2) غرايب‌ ممالك مختلف‌؛ 3) درياها و جزيره‌ها، و جانوران عجيبي كه در آنها زندگي مي‌كنند؛ 4) غارها، سنگواره‌ها، و غيره‌.
او در 1136، هنگام اقامتش در ميان بلغارها، شاهد معامله‌ٴ سنگواره‌ٴ استخوان‌ها (عاج‌) بود، كه براي ساختن شانه به خوارزم برده مي‌شد. اشاره‌ٴ مازني به سنگواره‌ٴ عاج تازگي ندارد. تئوفراستوس در كتاب سنگ‌ها از آن بحث مي‌كند، و پليني آن را تكرار كرده است‌. داستان آيليان‌ كه فيل‌ها هر ده سال يك بار عاج مي‌اندازند و آن را دفن مي‌كنند ممكن است براي توضيح به‌ دست آمدن سنگواره‌ٴ عاج‌ها درست شده باشد.


1 .او متطبب بود، نه طبيب‌.